بودنی به وسعت نیستی

ماییم ونوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی

بودنی به وسعت نیستی

ماییم ونوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی

بودنی به وسعت نیستی

در کوی نیک نامان مارا گذر ندادن
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را...

***
یاد پوتین‎هایی بخیر که مشکی بودند

اما از پس خود ذره‎ای تیرگی و تاریکی به جای نگذاشتند

و جاهایی رفتند که کفشهای دیگر جرأت

قدم نهادن به آنها را پیدا نکردند.

آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۸/۰۸
    ...
  • ۹۳/۰۹/۲۲
    ...
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حسرت» ثبت شده است

آقا جان:

من که میدانم باید بمیرم از خجالت، حتی وقتی ته دلم طلب دیدارت را میکنم...

چرا که کوله بارم خالی؛نه ببخشید پراست...پراست از شرمندگی...شاید هم گاهی این کوله بار پر، دلتان را خون کند...


اما آقاجان:

شما را به مادرتان "حضرت زهرا" بخوانید برای دلم "امن یجیب" را...


خدایا تو را قسم میدهم به جان " اویس"؛ حال که لیاقت دیدار آن هم با دست پر را ندارم؛از آلودگی کوله بارم کمکم کن تا قدم بردارم وتلاش کنم

"اویس" امامم و ولی باشم....







پ.ن: عجیب دلمان هوای دیدارت را داشت...
عجیب حال دلم ابریست، از حسرت دیدار...

خودم رو تسکین میدهم با حرف های پارسالم....

خدایا شکر....همین.
۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۱۲
بازمانده




این روزها من …

خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،خط خطی نشود !

سکوتی می کنم به بلندی فریاد . . .

فریادی که فقط و فقط خدا آگاه باشداز راز دلم

از این روزهای تنهایی . . . !

حسرت  که در این هجـــوم تاریکی

صدای دل هم به جایی نمی رسد !
۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۲ ، ۲۰:۲۱
بازمانده