بودنی به وسعت نیستی

ماییم ونوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی

بودنی به وسعت نیستی

ماییم ونوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی

بودنی به وسعت نیستی

در کوی نیک نامان مارا گذر ندادن
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را...

***
یاد پوتین‎هایی بخیر که مشکی بودند

اما از پس خود ذره‎ای تیرگی و تاریکی به جای نگذاشتند

و جاهایی رفتند که کفشهای دیگر جرأت

قدم نهادن به آنها را پیدا نکردند.

آخرین مطالب
  • ۹۳/۰۹/۲۲
    ...
محبوب ترین مطالب
  • ۹۳/۰۹/۲۲
    ...
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
پیوندها

یک نفر آقا ؛ کنار راننده نشسته بود
سوار تاکسی شده بود...دخترک خوب و چادری....با رفیقش..
جلوترها که رسیدند،راننده ایستاد برای مسافری دیگرکه مرد بود
نادیده گرفت،مرد،حیا را و دخترک عفافش را
نشست مرد کنار دخترک باحجابمان
بودند لحظاتی کنار هم..تا مقصد
فروخت اندک حجب و حیایش را در کنار آن مرد
هرچند هیچ نگفتند با هم....هرچند کیفش بود بین او و خودش
باید هزینه کرد برای اسلام...برای اینکه بماند دینت!
نگو مجبور شدم...نگو نمی شد دیگر...نگو چند لحظه که بیشتر نبود!
باورم نمی شود این توجیهات بی خودیــــ
شیطان"لحظه ای" به باد می دهد همه ی ایمانت را
داستان هفتاد سال عبادت شیخ را شنیده ای؟هان؟
میشد دربست بگیری
میشد به راننده گفت: آقا!من می پردازم هزینه ی این مسافر را و سوارش نکن
میشد.....
یعنی "باید" بشود که سرمایه کرد برای اسلام!
اسلامی که راحت نرسید به من و تو
خون ها دادند
جان ها دادند
سرها بریده شد
دستی بریده شد
فرقی شکافته شد
چادریـــ خاکیـــ شد
مادریــــــــــــــ بین در و دیوار





پ.ن:  رگرفته از صحبتای حاج آقا ماندگاری "
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۲ ، ۲۳:۴۸
بازمانده

حر شرمنده حسین (ع) شد ، نام مادرش زهرا (س) را که شنید

کفشهایش را به دوش گذاشت و سرش را پایین

امد جلوی اربابش حسین (ع) ایستاد ، مثل یک مرد...اما با غروری شکسته

توبه کرد

انجا بود که خدا حکم شهادتش را در رکاب حسین (ع) امضا کرد


و شد شهید کربلایی حُر ابن یزید ریاحی



پ.ن:این مطلب از وبلاگ شهید حجت الله رحیمی گرفته شده است.


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۲ ، ۲۲:۵۲
بازمانده

دلت که میگیرد،انگار تمام نبودن های دنیا آوار میشود روی سرت...

ونفس هایت در گیرودار بودن ویانبودن گم میشود...

دلم که میگیرد بودنی میخواهد ازجنس تو...

بودنی از جنس پرواز...



دلت میگیرد، به دنبال پرنده شدنت میروی...!!

به دنبال پرواز!



پ.ن:دلم گرفته...

چند وقتیست دلم گرفته..

وقتی دلت میگیرد یعنی باید به دنبال پرنده شدن بری...

به دنبال پرواز...

به دنبال راه..

به دنبال او..

دلت که میگیرد یعنی خدا هو دلش گرفته برای تو...

حالا من دلم گرفته اس..

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۸
بازمانده

بارخدایا:

تو به دوستانت از همه دوستانشان مهربانترى و بر آنان که به تو توکل کنند از هرکس دیگر کارسازتر . درون پرده رازشان را مى‏بینى و بر ضمایرشان آگاهى و اندازه بصیرتشان را میشناسى و اسرارشان بر تو آشکار است و دلهایشان در حسرت دیدار تو سوخته است.

اگر غربت به وحشتشان افکند یاد تو انس و آرامش آنهاست و اگر باران مصایب بر سرشان ببارد به پناه جستن از تو روى آرند. زیرا مى‏دانند که زمام همه کارها به دست توست و هر چه شود به مشیت و قضاى توست .

بارخدایا:

اگر زبانم از سؤال عاجز است یا ندانم چسان روى سؤال به درگاه تو آرم ، مرا به آنچه صلاح من در آن است ، راه بنماى و دلم را به جایى که رستگارى من آنجاست ، متوجه ساز که چنین رهنمودها از تو بعید نیست و چنین کارسازیها از تو شگفت نباشد . بارخدایا ، با من به بخشایش خود رفتار کن و به عدالت خود رفتار مکن.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۲ ، ۱۳:۵۴
بازمانده